تبلیغات
♥ESHGHOLIA ♥

♥سلام به این وبلاگ خوش آمدید ♥

♥در این وبلاگ براتون از هرنوع رمان غیر تکراری میزاریم ♥

♥اگر شما به رمان های عاشقونه ،پلیسی ،طنز ،ایرانی♥           ♥خارجی گروگان گیری ،تخیلی و...علاقه مند هستید حتما به♥ ♥این وبلاگ سربزنید ♥

♥نویسنده میپزیریم ♥
♥برای نویسنده شدن خبر دهید ♥



طبقه بندی: اطلاعیه وبلاگ،
برچسب ها: پست،

تاریخ : چهارشنبه 4 آذر 1394 | 07:21 ب.ظ | نویسنده : ♪MaDoSa♪ | نظرات
سلام اینم عکس برای داستانت. راستی اجی اسم داستانمو عوض کردم این بهتره یا قبلی؟
اینم عکس عشقم همون که توی داستان خودم هست.اسمشم ناتسوئه.



طبقه بندی: رمان خل و چل های دانشگاه،

تاریخ : پنجشنبه 8 بهمن 1394 | 11:36 ق.ظ | نویسنده : paprika | نظرات
سلام قسمت بعدی داستان رو اوردم راستی داستانم اسمش شد چشم حقیقت بین.
 ببخشید دیر گذاشتم ولی به خاطر اینه که شما نظر نمیدین.

ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 3 بهمن 1394 | 01:32 ب.ظ | نویسنده : paprika | نظرات



اونایی که میان اینا رو باید بدن 

نام و نام خانودگی : 
رنگ مو:  
رنگ چشم: 
خانواده: 
تولد: 
سرگرمی:  
بهترین وبترین درس: 
درس مورد علاقه: 
خواننده مورد علاقه: 
سبک موسیقی مورد علاقه: 
مدل مو:  
تنفر از چه کاری:  
اخلاق: 
نام عشق: 


لطفا اینا رو به من بدن اونایی که میان 



تاریخ : چهارشنبه 16 دی 1394 | 06:31 ب.ظ | نویسنده : ♪MaDoSa♪ | نظرات


سلام به دوستای خوبم 
ببخشید چند وقت امتحان داشتم نیومدم 

این رمان من باز تغییر کرده ولی خیلی خوجل شده 

اینم اطلاعات و خلاصه 

نام داستان : خل و چل های کلاس 

نویسنده :من من کله گنده (ملودی ) 

تعداد قسمت ها :خدا میدونه 

شخصیت ها : خودم +سه نفر دیگه +عشقاشون 
اگه کس دیگه ای هم خواست بیاد بگه تا اگه شد بیارمش 

راستی پاپریکا جون ما چهار نفر  میخوایم ولی چون نقش تو رو کنار گزاشتم گفتم سه تا پس تو هم جزوشی 


اینم خلاصه :

داستان راجع به پنج تا دختر  دبیرستانیه که با پنج تا پسر دبیرستانی که همکلاسشون هستن خیلی لجن و همه اش با هم دعوا دارن ولی طی چند اتفاق از هم خوششون میاد و...

امیدوارم ازش خوشتون بیاد 


برچسب ها: خل و چل های کلاس،

تاریخ : چهارشنبه 16 دی 1394 | 06:19 ب.ظ | نویسنده : ♪MaDoSa♪ | نظرات
سلام بچه ها این بیوگرافی و عکس ملودیه راستی چون ملودی خواست ملانی باشه(عکسش)عکس ملانی عوض میشه.

نام:مدوسا(ملودی)

سن:14

قدرت:پرواز کردن،غیب شدن و خواندن ذهن

لقب:ملکه ی همیشه هوشیار

رنگ مورد علاقه:صورتی و ابی

درباره:ملودی خیلی شیطون،بازیگوش،خوش خنده و شوخه.همیشه شاده و خیلی هم حاظر جواب و البته مهربونه.از پسرا زیاد خوشش

 نمیاد ولی یوسویی استسنائه.اگر هم عصبانی بشه دنیا رو روی سرش خراب میکنه.ملودی،نیاروکو و پاپریکا از بچگی با هم بودن و با هم

 بزرگ شدن.مدوسا اول قدرت نداره ولی بعدا پیدا میکنه.

اینم مال ملانی:
نام:ملانی
سن:15
قدرت:باد
لقب:دختر ترنادو
رنگ مورد علاقه:ابی و صورتی و سفید
عشق:تاکامی
درباره:ملانی دختر مهربونیه و صورت معصومی داره ولی در مواقع نیاز خیلی جدی میشه.اون خیلی صبوره و معمولا با هیچ کس قهر نمیکنه و همیشه پای حرفش می ایسته.اون طرفدار ملکه ی روشناییه.
 
نام:یوسویی
سن:16
قدرت:غیب شدن هیپپنوتیزم کردن
لقب:استاد هیپنوتیزم
زنگ مورد علاقه:سبز
درباره:یوسویی پسر مهربویه ولی خیلی هم تیکه میندازه و البته مدوسا رو هم خیلی دوست داره.اون یکی از محافظای ملکه رزیتا هست.



طبقه بندی: ♥چشم حقیقت بین♥،

تاریخ : دوشنبه 7 دی 1394 | 01:40 ب.ظ | نویسنده : paprika | نظرات
سلام با پست همینجوری در خدمتتون هستیم.راستی کیا امروز نرفتن مدرسه؟دستا بالا!اخی راهنمایی های بیچاره مجبور شدن برن مدرسهخواستم حال و هواشون عوض شه واسه همین این پستو گذاشتم.حالا برو ادامه ی مطلب تا مطالبو ببینی!
ادامه مطلب

طبقه بندی: همینجوری،

تاریخ : یکشنبه 29 آذر 1394 | 04:54 ب.ظ | نویسنده : paprika | نظرات
سلام میدونم درسا سنگینه ولی روزای تعطیل 10 دقیقه که وقت دارین بیاین سر نت و یه نظر بدید.من قسمت بعدی رو میخوام بنویسم اما به دو شرط:
1-نظرات این پست 20 تا بشه 
2- ملودی جون عکسشو بده+بیوگرافی و نقشش و اینجور چیزا(الینا منتظر توئم بیا بده تا بتونم بذارم بعدیو)
همین دیگه یکم هم فعالیت کنید بازدید کننده ها فقط ما نباید فعال باشیم که.



طبقه بندی: اطلاعیه وبلاگ،

تاریخ : یکشنبه 29 آذر 1394 | 04:51 ب.ظ | نویسنده : paprika | نظرات
سلام 

میخوام چند تا عکس از آیاتو بزارم  

ببخشید که خیلی دیر آپ میکنم به خدا وقت نمیکنم  
 


ღ انـیـمـه هـای آیـاتـو و سـوکـی ღ - ღ فرم جدید واسه داستان جدید ღ
شغل:سال دوم دبیرستان-آیدل-با یوما و آیاتو و لایتو ی گروهه آیدلن نژاد:خون آشام غذای مورد علاقه:صدف سفید سرگرمی:رقص عکس تو بچگی:
Images may be subject to copyright.Send feedback

ღ انـیـمـه هـای آیـاتـو و سـوکـی ღ - ღ فرم جدید واسه داستان جدید ღ
شغل:سال دوم دبیرستان-آیدل-با یوما و آیاتو و لایتو ی گروهه آیدلن نژاد:خون آشام غذای مورد علاقه:صدف سفید سرگرمی:رقص عکس تو بچگی:
Images may be subject to copyright.Send feedback


تاریخ : چهارشنبه 18 آذر 1394 | 12:38 ب.ظ | نویسنده : ♥مریم سادات♥ | طرفداران آیاتو نظر بدید
سلام قسمت بعدیو اوردم
 راستی الینا جون کی بهم عکس میدی
 که بذارمت قدرتت رو هم بهم بگو و لقبتو.

ادامه ی داســـــــــتان اینجاست.

طبقه بندی: ♥چشم حقیقت بین♥،

تاریخ : سه شنبه 10 آذر 1394 | 07:28 ب.ظ | نویسنده : paprika | ای بوقا نظر بدین!!!
سلام 

من ملینا میساکی هستم 

نویسنده جدید  


من در اینجا از همه چی آپ البته بیشتر از عاشقان شیطانی میزارم 


لایتو هم مال خودمه به هیچ کسم نمیدمش گفته باشم 

خوب من حرفی ندارم 

راستی برای ورود به وبمhttp://my-love-prince-laito.mihanblog.com/ کلیک کنید

فعلاً بای 


تاریخ : شنبه 7 آذر 1394 | 01:21 ب.ظ | نویسنده : ♥مریم سادات♥ | نظر بدید یاله
حرفی ندارم برید ادامه و داستان رو بخونید

برای خوندن قسمت اول بکلیک

طبقه بندی: ♥چشم حقیقت بین♥،

تاریخ : جمعه 6 آذر 1394 | 02:29 ب.ظ | نویسنده : paprika | نظر ندی داستان نمیدم
سلام شخصیت های داستانمو (عکس و بیوگرافی)اوردم.امید وارم خوشتون بیاد.یعنیا مردم تا این پستو گذاشتم دیشب تا اخر عکسا رو با بیوگرافی گذاشتم بعد زدم چرک نویس بود ذخیره ی خودکار هم نداشت روز از نو روزی از نو.من این بودم:بعد دوباره نشستم همشو گذاشتم بعد زدم اسم نداشت بعد که اسمو گذاشتم زدم دوباره رفته بود رو چرک نویس دوباره از اول.من این بودم:هیچی دیگه دوباره از اول همشو گذاشتم دوتا عکس با بیوگرافیشون مونده بود مهمون اومد منم اینو گفتم سیو کنم زدم رو چرک نویس غافل از این که ذخیره ی خودکر نداشت یعنی من دیگه شده بودم این:میخواستم لبتاب تو بزنم تو دیوار ولی خب من دختر صبوریم از فامیلیم (شکیبایی)معلومه.شدم این:هیچی دیگه لبتاب رو با ارامش تمام خاموش کردم رفتم و به خانواده پیوستم. بعد اخه جالبش اینه که شبم داشتم خواب همینو میدیدم.مامانم میگفت داشتی زمینو از شدت عصبانیت گاز میگرفتیهیچی دیگه با این پست پکیدم.یکم نظر بده خب.من اینم:شما هام اینید:بی انصافا
شخصیت ها اینجان

طبقه بندی: ♥چشم حقیقت بین♥،

تاریخ : پنجشنبه 5 آذر 1394 | 07:39 ب.ظ | نویسنده : paprika | نظرات
ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام
سلام من پاپریکا(ماکیتا) هستم.
اجی کوچیکه ی الینا(ملودی).
 من میخوام تو این وب یه داستانی رو بنویسم به اسم چشم حقیقت بین.
خلاصه:
زندگیم مثل همیشه عادی،کسل کننده و بدون هیچ اتفاق جالبی داشت میگذشت 
که یه خواب همه چیزو عوض کرد.........
اتشی در اعماق وجودم شعله میکشد،
اژدهایی همراه من میجنگد،
دوستانی مرا همراهی میکنند و کسانی قصد کشتن مرا دارند.
چرا؟دلیل این اتفاقات چیست؟
اخر این همه جنگ کی پیروز می شود؟
کی این زجر پایان می یابد؟
اطلاعات داستان:
نام:ملکه ی اتش
تعداد قسمت ها:نا معلوم
ژانر:یکم هیجان انگیز،یکم ترسناک،یکم عاشقانه،یکم خنده دار
نویسنده:خودم(پاپریکا)،اگه اجی الینا هم بتونه کمکم میکنه(اگه بخواد)
خب دیگه همین جلدش هنوز حاظر نشده حاظر شد میذارمش
.عکساش هم اماده نیس با همون جلد میذارمش. 



طبقه بندی: ♥چشم حقیقت بین♥، رمان، اطلاعیه وبلاگ،

تاریخ : پنجشنبه 5 آذر 1394 | 06:23 ب.ظ | نویسنده : paprika | نظرات